کارآفرین کیست؟

کارافرین کیست؟

از زمانی که با این واژها آشنا شدم همواره از خود میپرسیدم که منظور از کارآفرین چیست؟ آیا کارافرین یعنی شخصی که میتواند با سرمایه خود جایی را راه اندازی کند و عده ایی را به کارگمارد تا به سرمایه  واندوخته های مالی خود بیافزاید؟ آیا یک کارآفرین یک سرمایه دارمیباشد؟

این موضوع مرا بران داشت تا به تحقیق درباره این موضوع واین افراد بپردازم بعد از جستجوی فراوان به این نتیجه رسیدم که یک کارافرین همه کارو تلاشش براین است که از راه های جدید به اهدافش دست پیدا کند. در واقع میتوان گفت زندگی یک کارآفرین همواره پراز تلاش وتکاپو وخلاقیت برای دست یابی به هدف غایی که همانا رسیدن به کمال میباشد.

بله یک کارافرین یک کمال گراست و در این راه بسیار زمین می خورد وبسیار برپا می خیزد. اما همیشه چشم به آینده دارد وبرای آینده هایی بهتر به دنبال خلاقیت وخلق موقعیت هاست و از شکست نمی هراسد بلکه از آن پلی میسازد برای گذشتن از موانع جلوی روی خود.

کارآفرین یعنی کسی که بتواند ارزشی را در جامعه به وجود آورد. این ارزش ها می تواند “مادی” “معنوی” ” سیاسی”  “فرهنگی”ویا اجتماعی باشد.

یک کارآفرین سیاسی کسی است که همیشه در صدد یافتن و شناسائی نیازها وخلاء های سیاسی جامعه میباشد و همیشه می کوشد تا موانع سیاسی موجود را جهت رشد و توسعه جامعه و استقرار عدالت و دموکراسی شناسائی و از سر راه بردارد.

یک کارآفرین فرهنگی : فردی می باشد که ارزش فرهنگی را در جامعه خلق کشف و یا احیاء می نماید.

کارآفرین اجتماعی : در صدد شناسائی و رفع نیاز های جامعه هستند و در این راه از اعتبار اجتماعی خود نیز مایه می گذارند و برای رسیدن به هدف و ماموریت خود دست به ایثار واز خود گذشتگی نیز می زنند.

در کل کارآفرینان با عینک خاصی به اطراف خود نگاه می کنند .آنها می توانند انسان های عادی اطراف ما باشند یک استاد دانشگاه یا یک محصل یا یک خانم خانه دار ویا یک کارگر ساده کارخانه وغیره باشد.

آنها در واقع یک زندگی کار آفرینانه را زندگی می کنند که ممکن هست هیچ کسب وکاری هم نداشته باشند.

برای این که بتوانیم وارد دنیای این گونه افراد شویم به نظرم بهتر می باشد که با مطالعه در زندگی کارآفرینان موفق بیشتر و بیشتر به طرز فکر وعملکردشان آشنا شویم و با خواندن سر گذشت این افراد از تفکرات و انگیزه هایشان آگاه شده واز شکست ها وپیروزی هایشان درس بگیریم.

این امر موجب میشود تا دچار اشتباهاتی که دیگران شده اند نشویم و این باور را پیدا کنیم که هرکسی می تواند یک کار افرین باشد به شرطی که به خواسته ها وتمایلات به حق درونی خود بال و پر بدهد و مانند یک شکارچی در کمین فرصت های مناسب برای انجام اهدافش بماند و صبر پیشه کند.

 

در پایان تنها مطلبی که می توانم ذکر کنم این است که این گونه اشخاص دارای ذهن پویائی می باشند ودقیقا به این دلیل در زندگی و در حیطه کاری نیاز به استقلال دارند.

این قضیه موجب میشود تا انها کارفرمای خویش باشند.

به قول شومپیر”: عصاره کار آفرینی در درک و بهره برداری از فرصت هاست که این اشخاص به خوبی آن را به انجام می رسانند.

,

تکنیک صفر فروش (بخش پایانی)

متخصصین مهندسی فروش به این نتیجه رسیده اند که تجربه فروش بیش تر موجب درآمد بالاتر و فروش بیشتر نمی شوددر واقع عامل موثر در همه فروش ها پرسیدن سوالاتی از جنس پیامد هاست

سوالات از پیامدها:

فروشندگان موفق معمولا در انتهای صحبت محصول و خدماتشان را معرفی می کنند در حالی که فروشتدگان معمولی در ابتدای صحبت به محصول و خدمات خود می پردازند در واقع اتفاقی که می افتد این است :

فروشتدگان حرفه ای صبوری می کنند تا ارتباط بین مشکل خریدار و راهکار پیشنهادی خود را کشف کنند ولی افراد بی تجربه به اهمیت این مساله پی نبرده اند

حرفه ای ها زمانی را صرف پیامد های مشکل می کنند به نظر میاید این جنس از سوالات از قوی ترین سوالات فروش است و از طریق نشان دادن جدی بودن مشکل خریدار را به خرید ترغیب می کند

برخی سوالات نمونه:

  • می دانید هزینهای حمل و نقل چه تاثیری روی فروشتان دارد؟
  • متوجه هستید که یک رقیب سهم بازار شما را تا ۳۰ درصد کاهش می دهد؟
  • چگونه یک نفص فنی هزینه های شما را افزایش میدهد؟

این سوالات علاوه بر حس همدلی که به خریدار می دهد، عمق اهمیت راه حل شما را نشان می دهد. در همین زمان هیجان یافتن راه حل را به خریدار می دهید در نتیجه باید قبل از معرفی خدمات و محصولات چند سوال از خریدار بپرسید.

پس قبل از اینکه فروش دیگری را ببازید روی طرح سوالات پیامد محور زمان صرف کنید

[upme_private]

سوالات از بازده:

آخرین سوال فروشندگان موفق سوال از بازده است در مورد ارزش یک راه حل است

مانند سوالات زیر:

  • چرا حل این مشکل اهمیت دارد؟
  • اگر مساله حمل و نقل حل شود چقدر پول پس انداز می کنید؟

به دلیل تمرکز این سوالات بر روی نتیجه مطلوب، این جنس از سوالات احساس مثبتی به خریدار القا می کند. سوالات از بازده روی بخش مثبت پیامدها متمرکز هستند و اصلی ترین کارکرد آن قانع کردن خریدار برای گوش کردن به توضیح راه حل شماست.

فروش ایجاد شرایط مناسب برای قانع کردن مشتری به وسیله خودش است و سوالات از بازده کلید این اتفاق است.

 

جمع بندی:

استفاده از همه سوالات مثبت و موثر است و می توانید از ترکیب همه سوالات استفاده کنید. این مدل به مدل اسپین معروف است که روی خریداران چپ مغز ( که اکثر افراد چپ مغز هستند) بسیار موثر است.

در طول یک جلسه فروش شما نمی توانید تماما یک نوع سوال بپرسید. بلکه از ترکیب همه سوالات باید استفاده کنید و در آخر بهترین راهکار ممکن را پیشنهاد بدهید.

هرگز زود تسلیم نشوید و اگر خریداری مقاومت زیادی دارد، بلافاصله روش دیگری و سوال دیگری را امتحان کنید. شاید در طی یک جلسه فروش چند امتیاز بدهید اما نهایتا باید برنده از زمین بیرون بروید.

[/upme_private]

,

تکنیک صفر فروش

موضوعی که امروز می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم اصلی ترین و در عین حال از قوانین اولیه فروش است و آن چیزی نیست جز پرسیدن سوالات مناسب و هوشمندانه. سوالات هوشمندانه عامل اصلی موفقیت یک فروشنده موفق است که تحقیقات زیادی این موضوع را نشان می دهد.

اما فروشندگان انواع سوالات را می پرسند. بعضی از این سوالات نتیجه خیلی بهتری در فرآیند فروش دارند که در ادامه ضمن بررسی انواع سوالات موفق ترین نوع سوال را نیز معرفی می کنم.

سوالات موقعیت:

سوالاتی که در مورد حقایق و وضعیت فعلی خریدار است، سوالات موقعیتی شناخته می شود. درسته که بدون سوالات نمی توانید فروش داشته باشید و به نظر ضروری میاید، اما نفع اصلی پرسیدن این گونه سوالات برای فروشنده است و نه خریدار.

در نتیجه با پرسیدن این سوالات به صورت شفاف و مشخص خریدار سریعا فرآیند خرید را قطع می کند.

فروشندگان موفق سوالات موقعیت را بسیار هنرمندانه می پرسند و اینگونه اطلاعات پایه ای را کشف می کنند. اما در واقع پیشنهاد متخصصین فروش حرفه ای در عصر حاضر کشف این اطلاعات از روش های دیگری است.

مثال از این نوع سوال:

  • شما چند کارمند دارید؟

به جای پرسیدن این سوال نگاهی به وب سایت شرکت بیاندازید یا به محل شرکت بروید و نگاهی به افراد حاضر بیاندازید. تحقیقات اصولا انتخاب عاقلانه تری است.

سوالات از مشکلات:

خب سوالات موقعیت خیلی رضایت بخش نبودند اما در مقابل سوالات مشکلات بسیار نتیجه بخش تر هستند. این سوالات در مورد مشکلات ، سختی ها و نارضایتی هاست مانند سوالات زیر:

  • اصلی ترین مانع موفقیت در کارتان چیست؟
  • چقدر از نرم افزار فعلی خود راضی هستید؟

فروشندگان حرفه ای روی این سوالات متمرکز هستند و از ابتدا این سوالات را مطرح می کنند. هر محصولی که مشکلی را برطرف می کند راحت به فروش می رود.

پس در مذاکرات فروش خود روی مشکلات مشتری متمرکز شوید و متناسب با آن ببینید محصول شما چه مشکلی را بر طرف می کند.

در مقاله بعدی ۲ سوال جدید دیگر را برایتان توضیح خواهم داد.